نامه‌ای به کمرم: خواهش می‌کنم اجازه بده دوباره بی‌دردسر به آسونی قبل خم بشم...

اخبار


به‌نظر نمی‌رسه وقت‌هایی که ساعت‌ها با یک کمر خمیده پشت میزم می‌شینم اعتراضی داشته باشی.

وقت‌هایی هم که از دو‌چرخه‌ام می‌افتم یا روی برگ‌های لیز، سر می‌خورم هم پا می‌شی.

تو مسلما دوست خوبی هستی.

حتی زمانی‌که بهت توجه هم نمی‌کنم شکایتی نمی‌کنی.

اما باید مراقب باشیم که از حدش فراتر نره! اگر همچنان حواست رو با ایبوپروفن پرت کنم، حتی اگر دلیلش قابل‌قبول هم باشه، می‌دونم که دوست نداری دارو مصرف کنی...

کاملا برای من روشن است که اگر بیشتر از این از دوستیمون سوء‌استفاده کنم، ممکن این رابطه دوستانه به‌زودی خراب بشه. تنها زمانی‌که کارت قرمز نشونم می‌دی می‌فهمم که احتمالا کاری رو به اشتباه انجام داده‌ام.

مثلا، همین‌که صبح‌ها از تخت پا می‌شم کاملا متوجه می‌شم که باید کاری رو به‌اشتباه انجام داده باشم.

یا مثلا وقتی خم می‌شم بندهای کفشم رو ببندم و تو نق‌ می‌زنی.

یا وقتایی که مجبورم می‌کنی تا وسط راه خم بشم چون نمی‌خوای اجازه بدی که کاملا برگردم.

وقتی که کمرتان خم نمی‌شود و برای درآوردن توپ از سوراخ زمین گلف باید به هم‌بازی‌تان رو بیندازید!

خیلی متأسفم از اینکه این دوران بیش از حد انتظار طول کشیده.

اگرچه، بهم گفته بودی که کمردرد نه‌ فقط در کشورهای صنعتی در رأس مشکلات قرار داره، بلکه طی ۲ سال گذشته این درد حدود ۸۰ درصد از خانم‌ها و آقایون رو هم درگیر کرده.

علاوه‌بر انواع عفونت‌ها، کمردرد دومین عامل شایع در بین آلمانی‌ها برای رجوع به پزشک معالج است.

من هم از یک پزشک متخصص وقت گرفتم برای مشاوره.

این پس و پیش شدن بین مراحل تشخیص و درمان از یه جایی شروع می‌شه...

داری فکر می‌کنی از کجا شروع کردم و از چه مراحلی گذشتم؟ کار زیادی نکردم! به‌عنوان یک بیمار، فقط کافی بود که یک زنگ بزنی تا یک نوبت بگیری! 

چی گفتی؟ که این اقدام واقعا کمکم کرد؟ البته که کرد!

یک عالمه خدمات جذاب ارائه می‌دادن! رادیوگرافی دیجیتال، شیوه‌های درمانی تحریک موضعی/پوستی، کایروپراکتیک و پونکسیون کمری.

هم‌زمان از یک متخصص طب‌سوزنی هم کمک گرفتم. ۲۰ دقیقه در حالی‌که به شکم دراز کشیده بودم، دعا می‌کردم که سوزن‌هایی که تو کمرم فرو می‌کنه بتونه کمردردم رو برای همیشه برطرف کنه!

البته که درمان کمردرد شامل فیزیوتراپی و لجن‌درمانی هم هست. برای همین هم هست که کشوندم آوردم به نزدیک‌ترین مرکز درمانی! اما برخلاف همه این‌ موارد، حتی ۲۴ جلسه درمانی هم نتونست تو رو مجاب بکنه که دیگه باید تسلیم بشی.

تو فقط می‌خواستی به من عذاب بدی.

اما زمانی‌که متخصص اورولوژیست کلمه جادویی رو به من گفت دیکه طاقت نیاوردم. می‌پرسی کدوم کلمه جادویی؟ پروکائین! نه فقط پروکائین، تازه پدر پروکائین رو هم به من معرفی کرد!

دکتر رو خیلی عصبانی کردم! همه‌جام درد داشتم: تو ناحیه کمر و عضله پا، گونه‌هام، پیشونی و حتی حفره دهانی.

یعنی می‌گی از همه خدماتشون استفاده کردی؟

البته که نه! ولی اگر بخوام صادقانه اعتراف بکنم، تقریبا بله از همه خدماتشون استفاده کردم!

البته الآن به‌نظرم می‌رسه که رابطه ما با هم نزدیک‌تر شده و دیگه تصمیم نداری که دوباره عذابم بدی.

همون‌طور که قول داده بودم، فردا می‌ریم که یک تشک جدید بخری.

قرار هست با هم انتخابش بکنیم. همه‌ انواع تشک‌ها را امتحان و با هم مقایسه‌شون می‌کنیم. سعی می‌کنیم سر دربیاریم که یک تشک نرم لازم داری یا تشکی که یکمی سفت‌تر باشه. اگرچه که هر دومون می‌دونیم که تشک یکمی سفت‌تر بهتره برات!

در عوض، من ازت فقط یک درخواست دارم کمر عزیز من که اجازه بدی مثل قبل و بدون درد خم بشم!

با آسایش به این‌ور و اون‌ور بچرخم. اجازه بدی که خودم توپ‌های گلف رو از داخل حفره‌ خارج کنم.

البته که برای همه اطرافیانم تعریف کردم که طی چند هفته گذشته چقدر خرجت کردم؛ ۱۶۰۰ یورو!

اگرچه، یکی از دوستانی که با هم گلف بازی می‌کنیم نتونست جلوی خودش رو بگیره و با خنده بهم گفت که با این مبلغ می‌تونستی یک کمر جدید برای خودت دست‌‌و‌پا کنی.

ولی نگران نباش کمر عزیز من، هرگز عوضت نمی‌کنم! ما قرار این دوستی بین‌مون رو حالا‌، حالاها ادامه بدیم.

البته شاید با یکمی استرس کمتر...!


عقب